غزل شمارهٔ 63
Toggle stanza 1با اسیران نظری نیست تو را
11
با اسیران نظری نیست تو را
بر غریبان گذری نیست تو را
22
چون نیاری دگرم پیش نظر
گر نظر با دگری نیست تو را
33
قول دشمن مشنو در حق من
که ز من دوست تری نیست تو را
44
سرم از خاک درت دور مکن
گر ز من درد سری نیست تو را
55
خون دل بر مژه ام بست جگر
چند گویی جگری نیست تو را
66
در دلت ناله ما را چه اثر
از وفا چون اثری نیست تو را
77
جامی از عشق بتان عار مدار
غیر ازین خود هنری نیست تو را
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

