غزل شمارهٔ 319
Toggle stanza 1ایستاده به سر از آه دمادم دودم
11
ایستاده به سر از آه دمادم دودم
من همانا شده از آه الف ممدودم
22
همچو دودم ز خود ای شمع چه می سازی دور
گرنه پیشت ز سیه کاری خود مردودم
33
برمن دلشده هر رنج که بود از من بود
ترک خود کردم و از رنج جهان آسودم
44
چهره سودن به کف پای تو ترک ادب است
اینقدر بس که به خاک کف پایت سودم
55
باده عشرتم از خون جگر صاف نشد
گرچه عمری ز مژه خون جگر پالودم
66
من ز دید تو چه لافم که تو پاک آینه ای
هرچه در چشم من آمد که تویی من بودم
77
چند گویی که مکن سجده خوبان جامی
پیش هر کس که برم سجده تویی مسجودم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

