غزل شمارهٔ 210
شاعر: جامی
Toggle stanza 1بیا ساقی بیار آن باده پاک
11
بیا ساقی بیار آن باده پاک
بشو حرف مرا زین تخته خاک
22
که بند پای گشته حرف هستی
نشاید رفت ازین راه خطرناک
33
بود آسان نما ادراک مقصود
ولی مشکل بود ادراک ادراک
44
همی بینی ولیکن دید خود را
نبینی این نه بیناییست ماناک
55
ز خارستان طبع اندر دوچشمت
خلیده گوییا خار است و خاشاک
66
عجبتر آنکه هرگز یک سر موی
ز نابینایی خود نیستت باک
77
چو نرگس چشمها بگشاده جامی
به کوری ساختی حاشاک حاشاک
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

