غزل شمارهٔ 154
Toggle stanza 1زان بت آزری خبر که دهد
11
زان بت آزری خبر که دهد
زان مه خاوری خبر که دهد
22
دل ما مشتریست آن مه را
به مه از مشتری خبر که دهد
33
می دود اشک ما به هر سر راه
تا ازان لشکری خبر که دهد
44
بی خبر زو شدیم دیوانه
زان فسونگر پری خبر که دهد
55
کفش او تاج ماست شاهان را
زین بلند افسری خبر که دهد
66
تخت جم شد به باد منتظر است
تا ز انگشتری خبر که دهد
77
یار شد جور پیشه جامی را
زین نوازشگری خبر که دهد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

