غزل شمارهٔ 81
Toggle stanza 1سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
11
سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح
22
درکش می صبوح که ارباب ذوق را
هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح
33
از هر پیاله می که گشادم به آن دهان
مفتوح گشت بر دل من صد در فتوح
44
روی زمین ز تیرگی منکران عشق
محتاج شست و شوی دگر شد کجاست نوح
55
رویت که چشم زنده دلان روشن است ازو
بدر علی نواظر حی الوفا یلوح
66
جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو
مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح
77
جامی حدیث توبه رها کن که داده اند
معشوق و می ز توبه مرا توبه نصوح
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

