Toggle stanza 1
سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
1

سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح

«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح

2

درکش می صبوح که ارباب ذوق را

هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح

3

از هر پیاله می که گشادم به آن دهان

مفتوح گشت بر دل من صد در فتوح

4

روی زمین ز تیرگی منکران عشق

محتاج شست و شوی دگر شد کجاست نوح

5

رویت که چشم زنده دلان روشن است ازو

بدر علی نواظر حی الوفا یلوح

6

جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو

مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح

7

جامی حدیث توبه رها کن که داده اند

معشوق و می ز توبه مرا توبه نصوح

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور