غزل شمارهٔ 178
شاعر: جامی
Toggle stanza 1یا به شمشیر جفا در جگرم چاک انداز
یا به شمشیر جفا در جگرم چاک انداز
یا به رحمت نظری بر من غمناک انداز
تشنه لب خاک شدم در هوس لعل لبت
ساغر می بکش و جرعه بر این خاک انداز
سگ طوق توام آن دم که کنی عزم شکار
طوق در گردنم از حلقه فتراک انداز
رخ فروزان به تماشای گل و لاله خرام
آتش از رشک به مشتی خس و خاشاک انداز
بگشا لب به حدیثی و خردمندان را
سری از غیب در آیینه ادراک انداز
چند صاحبنظران درد غم و درد کشند
ای قضا سنگ به خمخانه افلاک انداز
جامی از عشق چه نالی که تو را گفت که دل
در کف سنگدلی سرکش و بی باک انداز
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز
پیشتر زان که شَوَد کاسهٔ سَر خاک انداز
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 264
ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
دگر آشوب قیامت به کف خاک انداز
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 23
جام گیر اختر افتاده بر افلاک انداز
روح شو عاریت خاک سوی خاک انداز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 296
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

