بخش 35 - در صفت کمانداری و تیراندازی وی
Toggle stanza 1شه چو گشتی بعد چوگان باختن
11
شه چو گشتی بعد چوگان باختن
چون کمان مایل به تیر انداختن
22
از کمانداران خاص اندر زمان
خواستی ناکرده زه چاچی کمان
33
بی مدد آن را به زه آراستی
بانگ زه از گوشه ها برخاستی
44
دست مالیدی بر آن چالاک و چست
تا بن گوشش کشیدی از نخست
55
گاه بنهادی سه پر مرغی بر آن
رهسپر کردی به هنجار نشان
66
گر نشان بودی ازین فیروزه سفر
نقطه ای بی شک شدی آن نقطه صفر
77
ور گشادی تیر پرتابی زشست
بودیش خط افق جای نشست
88
گر نه مانع سختی گردون شدی
از خط دور افق بیرون شدی
99
در سر تیرش نرستی از خطر
گاه صید آهو به پا، تیهو به پر
1010
پی سوی مقصود بردی راست پا
همچو طبع راست محفوظ از خطا
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

