Toggle stanza 1
ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
1
ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
بر عرق پیش عقیقت جام می
2
ژاله بر لاله است یا بر گل گلاب
یا بر آتش آب یا بر روت خوی
3
میشد از چشم آن کمان ابرو و دل
از پی اش می رفت و گم می کرد پی
4
امشب از زلفت نخواهم داشت دست
رو موذن بانگ می زن گو که حی
5
چون بنی عامر بسی مجنون شوند
گر برون آید شبی لیلی زحی
6
نی دمی لب بر لب مطرب نهاد
چنگ را در زیر ناخن کرد پی
7
چنگ را بر دست مطرب نه دمی
گو رگش بخراش و بخروشش ز پی
8
عود بر آتش نه و منقل بسوز
غم مدار از شدت سرمای دی
9
آنکه بهر جرعه ای جان می دهد
جامه زو بستان و جامی ده به وی
10
با تو زین پس گر فلک خواری کند
باز گو در حضرت دارای ری
11
خسرو آفاق بخش آن کز سخاش
نامه حاتم ز نامش گشت طی
12
جام می پیش آرو چون حافظ مخور
غم که جم کی بود یا کاووس کی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور