شمارهٔ 25
شاعر: حافظ
Toggle stanza 1ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
11
ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
بر عرق پیش عقیقت جام می
22
ژاله بر لاله است یا بر گل گلاب
یا بر آتش آب یا بر روت خوی
33
میشد از چشم آن کمان ابرو و دل
از پی اش می رفت و گم می کرد پی
44
امشب از زلفت نخواهم داشت دست
رو موذن بانگ می زن گو که حی
55
چون بنی عامر بسی مجنون شوند
گر برون آید شبی لیلی زحی
66
نی دمی لب بر لب مطرب نهاد
چنگ را در زیر ناخن کرد پی
77
چنگ را بر دست مطرب نه دمی
گو رگش بخراش و بخروشش ز پی
88
عود بر آتش نه و منقل بسوز
غم مدار از شدت سرمای دی
99
آنکه بهر جرعه ای جان می دهد
جامه زو بستان و جامی ده به وی
1010
با تو زین پس گر فلک خواری کند
باز گو در حضرت دارای ری
1111
خسرو آفاق بخش آن کز سخاش
نامه حاتم ز نامش گشت طی
1212
جام می پیش آرو چون حافظ مخور
غم که جم کی بود یا کاووس کی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گاه در دل ساز و گه در دیده جا
هر دو جای توست ای بدرالدجی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 8
چند گردم بهر لیلی گرد حی
نی ز لیلی پای میبینم نه پی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 913
گفت با خرگوش خانه خان من
خیز خاشاکت ازو بیرون فگن
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 14
ناگهان اندر دویدم پیش وی
بانگ برزد مست عشق او که هی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2914
هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
هم بهاری در میان ماه دی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2922
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
عطارمصیبت نامهآغاز کتاببخش 20 - الحكایة و التمثیل

