Toggle stanza 1
آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند
1

آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند

کز جور چرخ گشت شتر گربه‌ها پدید

2

رندی نشست بر سر سجّادۀ قضا

حیزی دگر به مرتبۀ سروری رسید

3

آن رند گفت چشم و چراغ انس منم

وآن حیز گفت نطفۀ داودم و فرید

4

ای آصف زمانه ز بهر خدا بگو

با خسروی که دولت او هست برمزید

5

شاها روا مدار که مفعول من یراد

گردد به روزگار تو فعّال من یرید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور