Toggle stanza 1
دریغا خلعت حسن جوانی
1
دریغا خلعت حسن جوانی
گرش بودی طراز جاودانی
2
دریغا حسرتا دردا کزین جوی
نخواهد رفت آب زندگانی
3
همی باید برید از خویش و پیوند
چنین رفته است حکم آسمانی
4
و کل اخ یفارقه اخوه
لعمر ابیک الا الفرقدان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر تو سرگذشت من بدانی

دگر افسانه مجنون نخوانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1811

نگارین مرا شد نوجوانی

که نو بادش نشاط و کامرانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1812

سقاک الله یا خیر المغانی

ولا اخلاک عن وصل الغوانی

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22

نه آتش‌های ما را ترجمانی

نه اسرار دل ما را زبانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2656

خبر واده کز این دنیای فانی

به تلخی می‌روی یا شادمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2668

برفتیم ای عقیق لامکانی

ز شهر تو تو باید که بمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2669

مرا هر لحظه قربان است جانی

تو را هر لحظه در بنده گمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2701

مگیر ای ساقی از مستان کرانی

که کم یابی گرانی بی‌گرانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2702

ز مهجوران نمی‌جویی نشانی

کجا رفت آن وفا و مهربانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2703

برون کن سر که جان سرخوشانی

فروکن سر ز بام بی‌نشانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2704

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور