Toggle stanza 1
صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
1
صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!
2
چه حلقه‌ها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز
3
دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالم
غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز
4
شبی وصال سحرگه ز بخت خواسته‌ام
که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز
5
به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست
چو کعبه یافتم آیم ز بت‌پرستی باز
6
ز طرهٔ تو پریشانی دلم شد فاش
ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز
7
هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمی‌کنی از ناز
8
امید قد تو می‌داشتم ز بخت بلند
نسیم زلف تو می‌خواستم ز عمر دراز
9
غبار خاطر ما چشم خصم کور کند
تو رخ به خاک نه ای حافظ و بر آر نماز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کجا بود من مدهوش را حضور نماز!

که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1127

به‌ کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز

در آب آینه‌، موجیست بی‌نشیب و فراز

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1711

زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز

زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 69

برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

هلا بیا شب لولی و کار هر دو بساز

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1201

به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز

که گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1202

جزای نیک و بد خلق با خدای انداز

که دست ظلم نماند چنین که هست دراز

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 143

گروهی از سر بی‌مغز بیخبر گویند

بریده به سر بدگوی تا نگوید راز

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 144

خوشا سپیده‌دمی باشد آنکه بینم باز

رسیده بر سرِ الله اکبرِ شیراز

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 31 - در وصف شیراز

شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز

ز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 32 - در لیلةالبراة فرموده‌است

سکوت معنویان را بیا و کار بساز

لباس مدعیان را بسوز و دور انداز

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 181

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور