غزل شمارهٔ 392

شاعر: حافظ

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: یدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
1
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی، بر خسروی گزیدن
2
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی، مشکل توان بریدن
3
خواهم شدن به بستان، چون غنچه با دلِ تنگ
وآنجا به نیک‌نامی، پیراهنی دریدن
4
گه چون نسیم با گل، راز نهفته گفتن
گه سِرّ عشق‌بازی، از بلبلان شنیدن
5
بوسیدن لب یار، اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی، از دست و لب گزیدن
6
فرصت شمار صحبت، کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن
7
گویی برفت حافظ، از یاد شاه‌ یحیی
یا رب به یادش آور، درویش پروریدن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور