غزل شمارهٔ 493

شاعر: حافظ

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی
1
اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی
دِل، بی‌‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

O king of the lovely (the beloved) ones of the world ! for grief of being alone, justice ! Without Thee, to the soul, my heart hath come. Tis the time when thou shouldst come back; (and me safety, give).

2
دائم، گُلِ این بُسْتان، شاداب نمی‌مانَد
دَریاب ضَعیفان را در وَقْتِ تَوانایی!

(O Beloved !) ever joyous, remaineth not the rose of this garden of the world. At the time of powerfulness (perfection of beauty), the feeble ones aid (and their state, pity).

3
دیشَب، گِلِهٔ زُلْفَش با باد، هَمی کَرْدَم
گفتا: «غلطی! بُگْذَر زین فِکْرَتِ سودایی!»

Last night, to the morning breeze, complaint of His tress, I uttered : The breeze said : " A mistake ! This thy distraught thought, abandon (of Him "complain not; whatever He wisheth, He doeth)."

4
صَد بادِ صَبا، این‌جا با سِلْسِلِه می‌رَقْصَنْد
این است حَریف ای دِل تا باد نَپِیمایی

Here with the chain (of His tress) a hundred morning breezes keep dancing : O heart ! so long as thou measurest not the wind (a thing impossible to do), this is thy companion.

5
مُشْتاقی و مَهْجوری، دور از تو چُنانم کَرْد
کَز دَسْت بِخواهَد شُد پایابِ شَکیبایی

Me, so far from Thee desirousness and farness made, That, from the hand, will depart the power of patience.

6
یا رب به‌ که شایَد گُفْت این نُکْتِه که در عالَم
رُخْساره به کَس نَنْمود آن شاهِدِ هَرجایی؟

O Lord ! to whom is it fit to utter this subtlety that, in the world, That lovely one of every place (the true Beloved) His face displayed not.

7
ساقی! چَمَنِ گُل را بی‌‌رویِ تو، رَنْگی نیست
شِمْشاد، خُرامان کُن تا باغ بیارایی

Saki! not a colour (of decoration) hath the sward of the rose without thy face; Moving make thy box-tree (stature) so that the garden thou mayst adorn.

8
اِی دَرْدِ تواَم دَرْمان در بَسْتَرِ ناکامی
وِی یادِ تواَم مونِس در گوشِهٔ تَنهایی

O (Beloved !) the pain (of love) for Thee (is) my remedy on the couch of unfulfilled desire : And O (Beloved !) Thy memory, my consoler in the corner of solitude.

9
دَر دایِرِهٔ قِسْمَت، ما، نُقْطِهٔ تَسْلیمیم
لُطْف، آن‌چه تو اَنْدیشی؛ حُکْم، آن‌چه تو فَرمایی

In the compass of our fate, the point of the compass, are we : The favour (is) whatever Thou thinkest : the order, whatever Thou orderest.

10
فِکْرِ خود و رایِ خود در عالَم رِنْدی نیست
کُفْر است در این مَذْهَب، خودبینی و خودرایی

In the world of profligacy (of being a lover of God), is neither thought of self, nor opinion of self: In this religious order, Kufr is self-seeing and self-opinioning.

11
زین دایِرِهٔ مینا، خونین‌جِگَرَم، مِی دِه!
تا حَل کنم این مُشْکِل دَر ساغَرِ مینایی

On account of this blue circle (the sky), bloody of liver I am ; give wine : So that, in the enamel-cup, this difficulty I may solve.

12
حافِظ! شَبِ هِجْران شُد، بویِ خوشِ وَصْل آمَد
شادیت، مُبارَک باد ای عاشِقِ شِیدایی!

Hafiz ! departed hath the night of separation ; come hath the sweet fragrance of morn : O lover of distraughtness ! auspicious be thy gladness.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی

چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1889

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 974

با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2579

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2613

ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2614

هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی

پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2615

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2616

عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی

لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2617

جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

چون گویم دل بردی چون عین دل مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2618

ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟

نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2622

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…