غزل شمارهٔ 425
شاعر: حافظ
Toggle stanza 1دامنکشان همی شد در شرب زرکشیده
11
دامنکشان همی شد در شرب زرکشیده
صد ماهرو ز رشکش جَیب قصب دریده
22
از تاب آتش مِی، بر گِرد عارضش خوی
چون قطرههای شبنم بر برگ گل چکیده
33
لفظی فصیح، شیرین، قدی بلند، چابک
رویی لطیف، زیبا، چشمی خوش، کشیده
44
یاقوت جانفزایش از آب لطف زاده
شمشاد خوشخرامش در ناز پروریده
55
آن لعل دلکشش بین، وآن خندهٔ دلآشوب
وآن رفتن خوشش بین، وآن گام آرمیده
66
آن آهوی سیهچشم از دام ما برون شد
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده؟
77
زنهار تا توانی اهل نظر میآزار
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
88
تا کی کِشم عتیبت؟ از چشم دلفریبت
روزی کرشمهای کن، ای یار برگزیده!
99
گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ
بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده
1010
بس شکر بازگویم در بندگیِ خواجه
گر اوفتد به دستم آن میوهٔ رسیده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
دل رفته ما پی دل چون بیدلان دویده
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2392
برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
جویان و پای کوبان از آسمان رسیده
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2393
آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده
مایل به اوفتادن چون میوه رسیده
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6642
ای جان ما شرابی از جام تو کشیده
سرمست اوفتاده دل از جهان بریده
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 732
ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
خوشتر ز چشم مستت چشم جهان ندیده
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 19

