Toggle stanza 1
ما لاغریم گر کمر یار نازکست
1

ما لاغریم گر کمر یار نازکست

فرقی ست در میانه که بسیار نازکست

2

دارم دلی ز آبله نازک نهادتر

آهسته پا نهم که سر خار نازکست

3

از جنبش نسیم فرو ریزدی ز هم

ما را چو برگ گل در و دیوار نازکست

4

باناله ام ز سنگ دلیهای خود مناز

غافل قماش طاقت کهسار نازکست

5

زحمت کشید و آن مژه برگشت همچنان

ما سخت جان و لذت آزار نازکست

6

رسواییی مباد خودآرایی ترا

گل پر مزن که گوشه دستار نازکست

7

ترسم تپش ز بند برون افگند مرا

تاب کمند کاکل خمدار نازکست

8

از جلوه ناگداختن و رو نساختن

آیینه را ببین که چه مقدار نازکست

9

می رنجد از تحمل ما بر جفای خویش

هان شکوه ای که خاطر دلدار نازکست

10

از ناتوانی جگر و معده باک نیست

غالب دل و دماغ تو بسیار نازکست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور