غزل شمارهٔ 53
Toggle stanza 1اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
11
اندوده به داغی دو سه پر کاله فرو ریخت
چون برگ شقایق جگر از ناله فرو ریخت
22
آتشکده خوی تو نازم که ز طرفش
رفتم شرر و داغ گل و لاله فرو ریخت
33
بر ساده دلانت به وفا جلوه همی داد
بیداد تو آب از رخ دلاله فرو ریخت
44
گفتم ز که پرسم خبر عمر گذشته؟
ساقی به قدح باده ده ساله فرو ریخت
55
بی سعی نگه مستی آن چشم فسونگر
خونم به سیه مستی دنباله فرو ریخت
66
مشاطه به آرایش آن حسن خداداد
گل در چمن و قند به بنگاله فرو ریخت
77
با موج خرامش سخن از باده مگویید
کاب رخ این جوهر سیاله فرو ریخت
88
چون انجم و خورشید ز برق دم گرمم
شیرازه جمعیت تبخاله فرو ریخت
99
رشک خط روی تو گر افشرد بدین رنگ
بینی که مه از دایره هاله فرو ریخت
1010
در قالب ملا اثرش پرده گشا شد
خاکی که قضا در تن گوساله فرو ریخت
1111
دزدیده سر اهل سخن از بیم تو غالب
گویی رگ ابر قلمت ژاله فرو ریخت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

