غزل شمارهٔ 138
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1در بزم قلندران قلاش
11
در بزم قلندران قلاش
بنشین و شراب نوش و خوش باش
22
تا ذوق می و خمار یابی
باید که شوی تو نیز قلاش
33
در صومعه چند خود پرستی؟
رو بادهپرست شو چو اوباش
44
در جام جهاننمای می بین
سر دو جهان، ولی مکن فاش
55
ور خود نظری کنی به ساقی
سرمست شوی ز چشم رعناش
66
جز نقش نگار هر چه بینی
از لوح ضمیر پاک بخراش
77
باشد که ببینی، ای عراقی،
در نقش وجود خویش نقاش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

