غزل شمارهٔ 150
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
11
تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
ای مرگ، به سوی من کن آهنگ
22
بازم خر ازین غم فراوان
فریاد رسم ازین دل تنگ
33
تا چند همی امید یابیم؟
تا کی به امید بوی یا رنگ؟
44
کی بو که ز خود خلاص یابم
فارغ گردم ز نام و از ننگ؟
55
افتادم در خلاب محنت
افتان خیزان، چو لاشهٔ لنگ
66
گر بر در دوست راه جویم
یک گام شود هزار فرسنگ
77
ور جانب خود کنم نگاهی
در دیدهٔ من فتد دو صد سنگ
88
ور در ره راستی روم راست
چون در نگرم، روم چو خرچنگ
99
ور زانکه به سوی گل برم دست
آید همه زخم خار در چنگ
1010
دارم گلهها، ولی نه از دوست
از دشمن پر فسون و نیرنگ
1111
با دوست مرا همیشه صلح است
با خود بود، ار بود مرا جنگ
1212
این جمله شکایت از عراقی است
کو بر تن خود نگشت سرهنگ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

