غزل شمارهٔ 450

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
ای عشق تو با وجود هم تنگ
1
ای عشق تو با وجود هم تنگ
در راه تو کفر و دین به یک رنگ
2
بی روی تو کعبه‌ها خرابات
بی نام تو نامها همه ننگ
3
در عشق تو هر که نیست قلاش
دور است به صد هزار فرسنگ
4
قلاشان را درین ولایت
از دار همی کنند آونگ
5
عشقت به ترازوی قیامت
دو کون نسخت نیم جو سنگ
6
قرابهٔ ننگ و شیشهٔ نام
افتاد و شکست بر سر سنگ
7
زنار مغانه بر میان بند
وانگه به کلیسیا کن آهنگ
8
مردانه درآی کاندرین راه
نه بوی همی خرند و نه رنگ
9
راهی است دراز و عمر کوتاه
باری است گران و مرکبی لنگ
10
کلی ز سر وجود برخیز
افتاده مباش بر در تنگ
11
می‌دان به یقین که در دو عالم
در راه تو نیست جز تو خرسنگ
12
برخیز ز راه خود چو عطار
تا بازرهی ز صلح و از جنگ

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور