Toggle stanza 1
در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدم
1

در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدم

در چشم نکورویان زیبا همه او دیدم

2

در دیدهٔ هر عاشق او بود همه لایق

وندر نظر وامق عذرا همه او دیدم

3

دلدار دل افگاران غم‌خوار جگرخواران

یاری ده بی‌یاران، هرجا همه او دیدم

4

مطلوب دل درهم او یافتم از عالم

مقصود من پر غم ز اشیا همه او دیدم

5

دیدم همه پیش و پس، جز دوست ندیدم کس

او بود، همه او، بس، تنها همه او دیدم

6

آرام دل غمگین جز دوست کسی مگزین

فی‌الجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم

7

دیدم گل بستان ها ، صحرا و بیابان ها

او بود گلستان ها ، صحرا همه او دیدم

8

هان! ای دل دیوانه، بخرام به میخانه

کاندر خم و پیمانه پیدا همه او دیدم

9

در میکده و گلشن، می‌نوش می روشن

میبوی گل و سوسن، کاینها همه او دیدم

10

در میکده ساقی شو، می در کش و باقی شو

جویای عراقی شو، کو را همه او دیدم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور