غزل شمارهٔ 50

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: رتافتد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
1
هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
باشد که چو روز آید بروی گذرت افتد
2
زیبد که ز درگاهت نومید نگردد باز
آن کس که به امیدی بر خاک درت افتد
3
آیم به درت افتم، تا جور کنی کمتر
از بخت بدم گویی خود بیشترت افتد
4
من خاک شوم، جانا، در رهگذرت افتم
آخر به غلط روزی بر من گذرت افتد
5
گفتم که: بده دادم، بیداد فزون کردی
بد رفت، ندانستم، گفتم: مگرت افتد
6
در عمر اگر یک دم خواهی که دهی دادم
ناگاه چو وابینی رایی دگرت افتد
7
کم نال، عراقی، زانک این قصهٔ درد تو
گر شرح دهی عمری، هم مختصرت افتد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور