غزل شمارهٔ 58

Toggle stanza 1
حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
1
حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
نظاره کن غبار خط آفتاب را
2
هر جلوه باز شیفتهٔ رنگ دیگر است
آن حسن برق نیست‌ که سوزد نقاب را
3
مست خیال میکدهٔ نرگس توایم
شور جنون‌ کند قدح ما شراب را
4
بوی بهار شوق تو را رنگ معجزی‌ست
کآرد به رقص و زمزمه مرغ‌ِ کباب را
5
خاکستر است شعله‌ام امروز و خوش‌دلم
یعنی رسانده‌ام به صبوری شتاب را
6
ما را ز تیغ مرگ مترسان‌ که از ازل
بر موج بسته‌اند کلاه حباب را
7
اسباب زندگی همه دام تحیر است
غیر از فریب هیچ نباشد سراب را
8
کو شور مستی‌ای که درین عبرت‌انجمن
گرد شکست شیشه‌ کنم ماهتاب را
9
سیماب را ز آینه پای‌ گریز نیست
دارد تحیرم به قفس اضطراب را
10
توفان طراز چشم من از پهلوی دل است
سامانِ آبروست ز دریا سحاب را
11
دانا و میلِ صحبت نادان چه ممکن است
موج‌ گهر به خاک نیامیزد آب را
12
تا چند رشتهٔ نفس از وهم تافتن
دیگر به پای خویش مپیچ این طناب را
13
بیدل شکسته‌رنگی خاصان مقرر است
باشد شکستگی ورق انتخاب را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را

بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 105

دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را

مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 74

گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را

برقع فروهلد به جمال آفتاب را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزلِ شمارهٔ 9

می می کند خیال تنک ظرف آب را

ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 679

روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 680

هر کس نکرده در گرو می کتاب را

نگرفته است از گل کاغذ گلاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 681

می سوزد آرزو دل پراضطراب را

بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 682

سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را

دانم که در میان نپسندد حجاب را

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2

فال حباب زن‌، بشمر موج آب را

چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 59

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور