غزل شمارهٔ 2826
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1به عجز کوش ز نشو و نما چه میجویی
11
به عجز کوش ز نشو و نما چه میجویی
به خاک ریشهٔ توست از هوا چه میجویی
22
دل گداخته اکسیر بینیازیهاست
گداز درد طلب، کیمیا چه میجویی
33
سراغ قافلهٔ عمر سخت ناپیداست
ز رهگذار نفس نقش پا چه میجویی
44
به هر چه طرف کنندت رضا غنیمت دان
زکارگاه فنا و بقا چه میجویی
55
به فکر خلق متن، هرزه سعی جهل مباش
محیط ناشده زین موجها چه میجویی
66
محیط شرم بقدر عرق گهر دارد
هنوز آب نهای از حیا چه میجویی
77
به دامگاه جسد پرفشانی انفاس
اشارهایست کزین تنگنا چه میجویی
88
هزار سال ره اینجا نیاز یکقدم است
زخود برآی زفکر رسا چه میجویی
99
زبان حیرت آیینه این نوا دارد
که ای جنون زده خود را ز ما چه میجویی
1010
به ذوق دل نفسی طوف خویش کن بیدل
تو کعبه در بغلی جابجا چه میجویی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

