غزل شمارهٔ 36

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
1
گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
هوایت تا کجا از پا نشانَد نالهٔ ما را
2
تأمل تا چه در گوش افکنَد پیمانهٔ ما را
نوایی هست درخاطر شکست رنگ مینا را
3
ندارد شور امکان جز به کنج فقر آسودن
اگر ساحل شوی در آب گوهر گیر دریا را
4
در این دریا ز بس فرش است اجزای شکست من
به هر سو می‌روم، چون موج بر خود می‌نهم پا را
5
به تدبیر دگر نتوان ز داغ کلفت آسودن
مگر آبی زند خاکستر ما آتش ما را
6
به حال خویشتن نگذاشت دل را شوخی آهم
هوایی کرد رقص گردباد اجزای صحرا را
7
در این ویرانه هم چشم نگاهم کز سبکروحی
درون خانه‌ام وز خویش خالی کرده‌ام جا را
8
بهشتی از دل هر ذره در پرواز می‌آید
اگر در خاک ریزد حسرتم رنگ تمنا را
9
مبادا ناله ربط داغ‌های دل زند برهم
مشوران ای جنون، این شعلهٔ زنجیر در پا را
10
تجاهل، چون حباب از فهم هستی مفت جمعیت
تو می‌آیی برون زنهار مشکاف این معما را
11
به هر سو چشم واکردم نگه وقف خطا کردم
نمی‌دانم چه پیش آمد من غفلت تقاضا را
12
همین درد است برگ عشرت خونین‌دلان بیدل
هجوم گریه، مست خنده دارد طبع مینا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3

چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را

که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 73

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 61

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

سعدیدیوان اشعارملحقات و مفرداتشمارهٔ 1

سپند از مردم چشم است حسن عالم آرا را

که نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 330

ز سرسبزی حیات جاودان بخشد تماشا را

به آب زندگی پرورده اند آن سرو بالا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 331

به هر نوعی که می خواهد دلت بشکن دل ما را

که از مستان نمی گیرند خون جام و مینا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 332

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور