Toggle stanza 1
زا‌ن ناله‌ که شب بی ‌رخت افراخته بودم
1

زا‌ن ناله‌ که شب بی ‌رخت افراخته بودم

درگردن گردون رسن انداخته بودم

2

این عالم آشفته که هستی است غبارش

رنگیست‌ که من صبح ازل باخته بودم

3

پرواز غبارم پر طاووس ندارد

همدوش خیالت نفسی تاخته بودم

4

هیهات‌ که فردا چه شناسم من غافل

دیروز هم آثار تو نشناخته بودم

5

پیشانی‌ام آخر ز عرق پاک نگردید

کز تاب رخت آینه نگداخته بودم

6

جز باد نپیمودم ازین دشت توهم

چون صبح طلسم نفسی ساخته بودم

7

درآتشم از ننگ فضولی چه توان‌کرد

او در بر و من آینه پرداخته بودم

8

خاکسترم امروز تسلی‌گر دود است

پروانهٔ بیتاب همین فاخته بودم

9

بیدل! ز میان دست غریبی به در آمد

تیغی‌که به میدان غرور آخته بودم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور