غزل شمارهٔ 2107
Toggle stanza 1زان ناله که شب بی رخت افراخته بودم
11
زان ناله که شب بی رخت افراخته بودم
درگردن گردون رسن انداخته بودم
22
این عالم آشفته که هستی است غبارش
رنگیست که من صبح ازل باخته بودم
33
پرواز غبارم پر طاووس ندارد
همدوش خیالت نفسی تاخته بودم
44
هیهات که فردا چه شناسم من غافل
دیروز هم آثار تو نشناخته بودم
55
پیشانیام آخر ز عرق پاک نگردید
کز تاب رخت آینه نگداخته بودم
66
جز باد نپیمودم ازین دشت توهم
چون صبح طلسم نفسی ساخته بودم
77
درآتشم از ننگ فضولی چه توانکرد
او در بر و من آینه پرداخته بودم
88
خاکسترم امروز تسلیگر دود است
پروانهٔ بیتاب همین فاخته بودم
99
بیدل! ز میان دست غریبی به در آمد
تیغیکه به میدان غرور آخته بودم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

