غزل شمارهٔ 391
Toggle stanza 1چه دارد این صفات حاجت آیات
11
چه دارد این صفات حاجت آیات
به جز ورد دعای حضرت ذات
22
غنا و فقرهستی لا والاست
گدایی نفی و شاهنشاهی اثبات
33
فسون ظاهر و مظهر مخوانید
خیال است این چه تمثال و چه مرآت
44
جهان گل کردهٔ یکتایی اوست
ندارد شخص تنها جز خیالات
55
نباشد مهر اگر صبح تبسم
که خندد جز عدم بر روی ذرات
66
مه وسال وشب وروزت مجازیست
حقیقت نه زمان دارد نه ساعات
77
نشاط و رنج ما تبدیل اوضاع
بلند وپست ما تغییر حالات
88
همین غیب و شهادت فرق دارد
معانی در دل و برلب عبارات
99
فروغی بسته بر مرآت اعیان
چراغان شبستان محالات
1010
نه او را جزتقدس میل آثار
نه ما را غیر معدومی علامات
1111
تو و غافل ز من، افسوس، افسوس
من و دور از درت، هیهات، هیهات
1212
زبان شرم اگر باشد به کامت
خموشی نیست بیدل جز مناجات
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
صلای باده زد پیر خرابات
بیا ساقی که فی التاخیر آفات
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 96
بده یک جام ای پیر خرابات
مگو فردا که فی التأخیر آفات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 336
ایا ساقی توی قاضی حاجات
شرابی ده که آرد در مراعات
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 360
هر آن روزی که باشم در خرابات
همی نالم چو موسی در مناجات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 69
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 71
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا مِی باید و مسکن، خرابات
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 72
سحرگاهی شدم سوی خرابات
که رندان را کنم دعوت به طامات
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 15

