Toggle stanza 1
دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من
1

دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من

نقش پاگم‌کرد پیش پا ندیدنهای من

2

چون نفس از هستی خود در غبار خجلتم

کز جهانی برد آسایش تپیدنهای من

3

الفت هستی چو صبحم نردبان وحشت است

چین دامن نیست جز بر خویش چیدنهای من

4

شور محشر گوش خلقی وانکرد اما چه سود

اندکی نزدیک می‌خواهد شنیدنهای من

5

شمع ماتمخانهٔ یاسم زاحولم مپرس

بی‌تو در آغوش مژگان سوخت دیدنهای من

6

خاکساری آبیارم چون نهال‌گرد باد

گرد می‌گردد بلند از قدکشیدنهای من

7

سیر جیب امن امکان بود بی‌سعی‌ گداز

همچو شمع آمد به‌کار از هم چکیدنهای من

8

پا به دامن دارم و جولان حرص آسوده نیست

خاک افسردن به فرق آرمیدنهای من

9

ریشهٔ وامانده‌م‌، رنگ نمو گم کرده‌ام

با رگ یاقوت می‌جوشد دوبدنهای من

10

چون ثمر بیدل به چندین ریشه جولان امید

تا شکست خود رسید آخر رسیدنهای من

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…