غزل شمارهٔ 2548
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من
11
دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای من
نقش پاگمکرد پیش پا ندیدنهای من
22
چون نفس از هستی خود در غبار خجلتم
کز جهانی برد آسایش تپیدنهای من
33
الفت هستی چو صبحم نردبان وحشت است
چین دامن نیست جز بر خویش چیدنهای من
44
شور محشر گوش خلقی وانکرد اما چه سود
اندکی نزدیک میخواهد شنیدنهای من
55
شمع ماتمخانهٔ یاسم زاحولم مپرس
بیتو در آغوش مژگان سوخت دیدنهای من
66
خاکساری آبیارم چون نهالگرد باد
گرد میگردد بلند از قدکشیدنهای من
77
سیر جیب امن امکان بود بیسعی گداز
همچو شمع آمد بهکار از هم چکیدنهای من
88
پا به دامن دارم و جولان حرص آسوده نیست
خاک افسردن به فرق آرمیدنهای من
99
ریشهٔ واماندهم، رنگ نمو گم کردهام
با رگ یاقوت میجوشد دوبدنهای من
1010
چون ثمر بیدل به چندین ریشه جولان امید
تا شکست خود رسید آخر رسیدنهای من
Sources
Persian text source: Ganjoor

