غزل شمارهٔ 2643
Toggle stanza 1افسانهٔ وفایی اگر گوش کردهای
11
افسانهٔ وفایی اگر گوش کردهای
یادم کن آنقدر که فراموش کردهای
22
لعلتخموش و دل هوسانشای صد سؤال
آبم ز شرم چشمهٔ بیجوش کردهای
33
خیمازهٔ خیال تسلی کنار نیست
ای موج اختراع چه آغوش کردهای
44
دل نیست گوهری که به خاکش توان نهفت
آیینه است آنچه نمدپوش کردهای
55
موی سپید پنبهٔ گوش کسی مباد
در خواب، سیر صبح بناگوش کردهای
66
لغزیده برجهات پریشاننگاهیت
خطی دگر شد آنچه تو مغشوش کردهای
77
جزو هم چون حباب ندانم چه بار داشت
خم گشتنی که آبلهٔ دوش کردهای
88
گر شغل هستی تو همین سعی نیستی است
امروز خواهی آنچه کنی دوش کردهای
99
زین بیش و کم نفس به تخیل شمرده گیر
فرداست کاین حساب فراموش کردهای
1010
تصویر شمع، محرم سوز و گداز نیست
در ساغرت می است که کم نوش کردهای
1111
بیدل دلت به نور حضوری نبرد راه
ای بیخبر چراغ که خاموش کردهای
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

