غزل شمارهٔ 33

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را
1
پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را
چه مضمون است در خاطر، نگاه حیرت انشا را
2
نگردد مانع جولان اشکم پنجهٔ مژگان
پر ماهی نگیرد دامن امواج دریا را
3
نه از عیش است اگر چون شیشهٔ می قلقل آ‌هنگم
شکست دل صلایی می‌زند رنگ تماشا را
4
سراغ کاروان دردم از حالم مشو غافل
ببین داغ دل و دریاب نقش پای غمها را
5
نبندی بر دل آزاد نقش تهمت حسرت
که پیش از بی‌خودی، مستان تهی کردند مینا را
6
شکوه کبریای او، ز عجز ما چه می‌پرسی
نگه جز زیر پا نبود سر افتادهٔ ما را
7
نمی‌سازد متاع هوش با یوسف خریداران
مدم افسون خودداری نگاه جلوه سودا را
8
مقام ظالم آخر بر ضعیفان است ارزانی
که چون آتش ز پا افتد، به خاکستر‌ دهد جا را
9
غبار ماضی و مستقبل از حال تو می‌جوشد
در امروز است گم گر واشکافی دی و فردا را
10
به هوش آ، تا به این آهنگ، مالم گوش تمییزت
که در چشم غلط‌بینت چه پنهانی‌ست پیدا را
11
به این کثرت‌نمایی غافل از وحدت مشو بیدل
خیال آیینه‌ها درپیش دارد شخص تنها را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3

چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را

که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 73

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 61

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

سعدیدیوان اشعارملحقات و مفرداتشمارهٔ 1

سپند از مردم چشم است حسن عالم آرا را

که نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 330

ز سرسبزی حیات جاودان بخشد تماشا را

به آب زندگی پرورده اند آن سرو بالا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 331

به هر نوعی که می خواهد دلت بشکن دل ما را

که از مستان نمی گیرند خون جام و مینا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 332

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور