Toggle stanza 1
تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها
1

تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها

قفس آموخت ما را صنعت قانون‌نوازی‌ها

2

جهانی را غرور جاه کرد از فکر خود غافل

گریبان‌ها ته پا آمد از دامن طرازی‌ها

3

غنا دردسر اسباب بردارد؟ محال است این

گذشتن نگذرد از آب تیغ بی‌نیازی‌ها

4

در این دشت هوس یارب چه گوهر در گره بستم

عرق شد مهرهٔ گل از غبار هرزه‌تازی‌ها

5

جنون مشرب شمع است یکسر ساز این محفل

جهانی می‌خورد آب از تلاش خودگدازی‌ها

6

کمال از خجلت عرض تعین آب می‌گردد

خوشا گنجی که در ویرانه دارد خاکبازی‌ها

7

به اقبال ادب گر نسبتی داری مهیا کن

گریبانی که از سر نگذرد گردن‌فرازی‌ها

8

تو با ساز تعلق درگذشتی از امل بیدل

ندارد رشتهٔ کس بی‌گسستن این درازی‌ها

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور