غزل شمارهٔ 643

Toggle stanza 1
نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
1

نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست

غنچه‌ها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست

2

هیچکس را حاصل جمعیت ازاسباب نیست

بحر را هم موج بیتابی زجوش‌ گوهرست

3

باید از هستی به تمثالی قناعت‌کردنت

میهمان خانهٔ آیینه بیرون درست

4

بس‌که دارد شور آهنگ مخالف روزگار

هرکه می‌آید در اینجا طالب‌گوش‌کرست

5

اعتبار ما به خود واماندگان آشفتگی‌ست

خاک اگر آیینه می‌گردد غبارش جوهرست

6

آفتاب طالع ما داغ حرمان است و بس

آسمان تیره‌بختی ها سویدا اخترست

7

بعد مرگ، اجزای ما، توفانی موج هواست

تا نپنداری‌که ما را خاک‌گشتن لنگرست

8

عشرت آهنگی ز بزم میکشان غافل مباش

آشیان رنگ اگر بی‌پرده گردد ساغرست

9

خاک اگر باشم به راهت جوهر آیینه‌ام

ور همه آیینه ‌گردم بی‌تو خاکم بر سرست

10

بسکه شد خشک ازتب‌ گرم محبت پیکرم

همچو اخگر بر جبین من عرق خاکسترست

11

عمرها شد می‌روم از خویش و بر جایم هنوز

گرد تمکین خرامت موج آب‌ گوهرست

12

شور عشقت آنقدر راحت فروش افتاده است

کز تپش تا نالهٔ بیمار صاحب بسترست

13

آب تیغت تا نگردد صندل آرامها

کی‌ شود این‌ نکته‌ات‌ روشن‌ که سر دردسرست

14

چشم و گوشی را که بیدل نیست فیض عبرتی

در تماشاگاه معنی روزن بام و درست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست

مد احسان رشته شیرازه این دفترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 968

نعمت الوان دنیا مایه دردسرست

خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 969

عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟

رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 970

در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست

باده و مهتاب با هم همچو شیر و شکرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 971

دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست

شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 972

عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست

رشته هموار را بالین و بستر گوهرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 973

روز ما با شب یکی زان آفتاب انورست

زنگ این آیینه از تردستی روشنگرست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 974

عمرها شد عجزطاقت سوی‌جیبم رهبرست

در ره تسلیم دل پایی‌که من دارم سرست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 642

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور