Toggle stanza 1
چون من به خلاف تو نکردم کاری
1

چون من به خلاف تو نکردم کاری

از بنده چرا گرفتهای آزاری

2

هر روز جهان بر من مسکین مفروش

بازم خر ازین فروختن یکباری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

* هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)ذرات گردنده [73-57]رباعی 70

از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 159

هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 177

چون فارغی ای ‌دوست ز هر اسراری

چندین چه خوری بیهُده هر تیماری؟

خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 46

ای داده مرا به خواب در بیداری

آسان شده در دلم همه دشواری

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1721

ای داده مرا چو عشق خود بیداری

وین شمع میان این جهان تاری

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1722

ای دام هزار فتنه و طراری

یارب تو چه فتنه‌ها که در سر داری

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1723

ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری

باری می‌کن به مفلسی اقراری

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1731

ای دوست ز من طمع مکن غمخواری

جز مستی و جز شنگی و جز خماری

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1737

بد می‌کنی و نیک طمع می‌داری

هم بد باشد سزای بدکرداری

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1796

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور