شمارهٔ 4
Toggle stanza 1چندانکه مرا میل به رفتن بیش است
11
چندانکه مرا میل به رفتن بیش است
این نفس سگم بر سر کار خویش است
22
گر من به خودی خویشتن خواهم رفت
ای بس که ز پس ماندگی در پیش است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هر درویشی که در شکست خویش است
تا ظن نبری که او خیال اندیش است
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 439
شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش است
وامشب تنم از گریه به روز خویش است
عطارمختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 1
هر جان که به نور قدس پیش اندیش است
از خویش برون نیست همه در خویش است
عطارمختارنامهباب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید داردشمارهٔ 68
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

