شمارهٔ 1
Toggle stanza 1عشقت که به صد هزار جان ارزانی است
11
عشقت که به صد هزار جان ارزانی است
بحری است که موج او همه حیرانی است
22
تا لاجرم از عشق تو همچون فلکی
سر تا سر کارم همه سرگردانی است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خاکی که به زیر پای هر نادانیست
کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانیست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 30
هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی است
زُلفینِ بُتی و عارض جانانی است
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 8
چندان که نگاه میکنم حیرانی است
سرگشتگی و بی سر و بی سامانی است
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 3
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

