شمارهٔ 42
Toggle stanza 1امروز منم عهد مصیبت بسته
11
امروز منم عهد مصیبت بسته
برخاسته دل میان خون بنشسته
22
چون شمع تنی سوخته جانی خسته
امید گسسته اشک در پیوسته
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دارم دلکی به تیغ هجران خسته
از یار جدا و با غمش پیوسته
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 132
بلبل سخنی گفت به گل آهسته
یعنی که بپیوند بدین دلخسته
عطارمختارنامهباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 44
میپرسیدم دوش ز شمع آهسته
کاخر به خوش آیدت بگو ای خسته!
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 76
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

