شمارهٔ 44
Toggle stanza 1بلبل سخنی گفت به گل آهسته
11
بلبل سخنی گفت به گل آهسته
یعنی که بپیوند بدین دلخسته
22
گل گفت: آخر در که توانم پیوست
بشکفتن من ریختن پیوسته
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
دارم دلکی به تیغ هجران خسته
از یار جدا و با غمش پیوسته
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 132
امروز منم عهد مصیبت بسته
برخاسته دل میان خون بنشسته
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 42
میپرسیدم دوش ز شمع آهسته
کاخر به خوش آیدت بگو ای خسته!
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 76
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

