شمارهٔ 44
Toggle stanza 1جانا! جانم ز قعر دریای حضور
11
جانا! جانم ز قعر دریای حضور
دُرّی عجب است غرق چندینی نور
22
گرچه تن من ز کار دورست ولیک
یک لحظه نهیی ز خاطرِ جانم دور
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای چشم من از نور رخت چشمه نور
سر من از اسرار غمت جای سرور
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 48
ای هر نفسی نهاده بر کف ساغر
عیبی نبود ز دوستان یاد آور
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 103 - رباعی
در دایرهِٔ سپهرِ ناپیدا غور
مِی نوش به خوشدلی که دوْر است به جور
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 125
در دایرهٔ سپهرِ ناپیدا غور
جامیست که جمله را چشانند به دور
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 106
ای در طلب تو عالمی در شر و شور
نزدیک تو درویش و توانگر همه عور
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 82
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

