شمارهٔ 65
Toggle stanza 1در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است
11
در زلفِ تو صد حلقهٔ دیگرگون است
هر حلقهٔ او تشنهٔ صدصد خون است
22
مینتوان گفت وصفِ زلفت چون است
باری ز حساب عقل ما بیرون است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
زین فرشزمین که سقفِ او گردون است
گفتن نتوان هیچ که حالش چون است
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 3
با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غمِ توام ز غم افزون است
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 2
هر ذره که در هوا و در هامون است
نیکو نگرش که همچو ما مجنون است
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 442
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

