Toggle stanza 1
ای ابر هوای عشق تو بس خون بار
1

ای ابر هوای عشق تو بس خون بار

وی راه غم تو وادیی بس خونخوار

2

در راه تو از ابر تحیر شب و روز

باران دریغ و درد میبارد زار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زان گونه کز ابر آمدی برف به بار

امروز کند شکوفه را باد نثار

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 10

بحری ست کف جود شه کوه وقار

هرگز نفتد به غیر گوهر به کنار

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 136

این اهل قبور خاک گشتند و غبار

هر ذره ز هر ذره گرفتند کنار

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 104

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 107

سنّت بکن و فریضۀ حق بگزار

وآن لقمه که داری از کسانْ باز مدار

خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 25

امروز من از تشنه دهانی و خمار

نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 870

ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار

گر دیده وری ز هر سه بندی زنار

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 877

ای مرد سماع معده را خالی دار

زیرا چو تهیست نی کند نالهٔ زار

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 881

تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار

تا چند خوری چو اشتران خوشهٔ خار

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 888

چون از رخ یار دور گشتم به بهار

با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 889

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور