شمارهٔ 11
Toggle stanza 1چون هست شفیع چون تو صاحب کرمی
11
چون هست شفیع چون تو صاحب کرمی
کس را نبود در همه آفاق غمی
22
گر رنجه کنی از سر لطفی قدمی
کار همه عاصیان بسازی به دمی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
نی در دستم ز گنج دانش درمی
نی از پایم به راه بینش قدمی
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 64
ای صبح چو امشب تو ز اهلِ حَرَمی
هندوی توام، مباش ترکی عجمی
عطارمختارنامهباب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح داردشمارهٔ 2
دنیای دنی چیست سرای ستمی
افتاده هزار کشته در هر قدمی
عطارمختارنامهباب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّارشمارهٔ 4
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

