Toggle stanza 1
کار چو از دست من برفت چه سازم
1
کار چو از دست من برفت چه سازم
مات شدم نیز خانه نیست چه بازم
2
در بن این خاکدان عالم غدار
اشک فشان همچو شمع چند گدازم
3
چون نفسی دیگرم ز عمر امان نیست
این نفسی چند در هوس به چه تازم
4
چو گل یک روزه در میانهٔ صد خار
بر سر پایم نشسته سر چه فرازم
5
پردهٔ من چون درید پرده‌در چرخ
در پس این پرده، پرده چند نوازم
6
چارهٔ من چون به دست چاره گران نیست
حیله چه گویم کنون و چاره چه سازم
7
قصهٔ اندوهت آشکار چه گویم
زانکه من خسته دل نهفت نیازم
8
واقعه کوته کنم چه گویم ازین بیش
خاصه که پیش اندر است راه درازم
9
ای دل عطار دم مزن که درین دیر
دم نتوان زد ز سر پردهٔ رازم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور