Toggle stanza 1
ماه را در مشک پنهان کرده‌ای
1
ماه را در مشک پنهان کرده‌ای
مشک را بر مه پریشان کرده‌ای
2
چشم عقل دوربین را روز و شب
بر جمال خویش حیران کرده‌ای
3
از شکنج زلف رستم افکنت
هر زمان صد گونه دستان کرده‌ای
4
دام مشکین است زلف عنبرینت
دام مشکین عنبر افشان کرده‌ای
5
من دل و جان خوانمت از جان و دل
تو چنین قصد دل و جان کرده‌ای
6
یوسف عهدی کزان چاه چو سیم
پوست بر من همچو زندان کرده‌ای
7
گفتمت بردی به بازی دل ز من
این خصومت باز بازان کرده‌ای
8
چشم تو می‌گوید از تو خامشی
کین چنین بازی فراوان کرده‌ای
9
در صفات حسن خود عطار را
تا که جان دارد ثناخوان کرده‌ای

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور