Toggle stanza 1
تا به دام عشق او آویختیم
1
تا به دام عشق او آویختیم
جان و دل را فتنه‌ها انگیختیم
2
دل چو در گرداب عشقش اوفتاد
تن فرو دادیم و در نگریختیم
3
بس که اندر وادی سودای او
خون دل با خاک ره آمیختیم
4
خاک پای او به نوک برگ چشم
گاه می‌رفتیم و گه می‌بیختیم
5
چون نیامد بر سر غربیل هیچ
پای در گل خاک بر سر ریختیم
6
گرچه ما زیرک ترین مرغی بدیم
لیک در دامش به حلق آویختیم
7
همچو عطاری ز شوق روی او
صورتش با روی جان انگیختیم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور