Toggle stanza 1
سر مویی سر عالم ندارم
1
سر مویی سر عالم ندارم
چه عالم چون سر خود هم ندارم
2
چنان گم گشته‌ام از خویش رفته
که گویی عمر جز یک دم ندارم
3
ندارم دل بسی جستم دلم باز
وگر دارم درین عالم ندارم
4
چو دل را می‌نیابم ذره‌ای باز
چرا خود را بسی ماتم ندارم
5
بحمدالله که از بود و نبودم
اگر شادی ندارم غم ندارم
6
چه می‌گویم که مجروحم چنان سخت
که در هر دو جهان مرهم ندارم
7
جهانی راز دارم مانده در دل
که را گویم چو یک محرم ندارم
8
حریفی می‌کنم با هفت دریا
ولیکن زور یک شبنم ندارم
9
بسی گوهر دهد دریام هر دم
ولی چون ناقصم محکم ندارم
10
اگر یک گوهر آید قسم عطار
به قدر از هر دو کونش کم ندارم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور