غزل شمارهٔ 120
Toggle stanza 1عشق جز بخشش خدایی نیست
11
عشق جز بخشش خدایی نیست
این به سلطانی و گدایی نیست
22
هر که او برنخیزد از سَرِ سَر
عشق را با وی آشنایی نیست
33
عشق وقف است بر دلِ پُردرد
وقف در شرع ما بهایی نیست
44
هر که را بازِ عشق صید کند
بازش از چنگ او رهایی نیست
55
کار آن کس که عاشقی ورزد
به جز از عین بینوایی نیست
66
چون رسیدم به نزد آن معشوق
کار جز عیش و دلگشایی نیست
77
هرچه عطار گوید از سَرِ عشق
به یقین دان که جز عطایی نیست
زمین

