غزل شمارهٔ 686

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: امتو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ای غذای جان مستم نام تو
1
ای غذای جان مستم نام تو
چشم عقلم روشن از انعام تو
2
عقل من دیوانه جانم مست شد
تا چشیدم جرعه‌ای از جام تو
3
شش جهت از روی من شد همچو زر
تا بدیدم سیم هفت اندام تو
4
حلقهٔ زلف توام دامی نهاد
تا به حلق آویختم در دام تو
5
دشنهٔ چشمت اگر خونم بریخت
جان من آسوده از دشنام تو
6
گفته بودی کز توام بگرفت دل
جان بده تا خط کشم در نام تو
7
منتظر بنشسته‌ام تا در رسد
از پی جان خواستن پیغام تو
8
وعده دادی بوسه‌ای و تن زدی
تا شدم بی صبر و بی آرام تو
9
وام داری بوسه‌ای و از تو من
بیشتر دل بسته‌ام در وام تو
10
وام نگذاری و گویی بکشمت
از تقاضاهای بی هنگام تو
11
بوسه در کامت نگه‌دار و مده
گر بدین بر خواهد آمد کام تو
12
کی چو شمعی سوختی عطار دل
گر نبودی همچو شمعی خام تو

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور