Toggle stanza 1
دوش آمد زلف تاب داده
1
دوش آمد زلف تاب داده
جان را ز دو لب شراب داده
2
صد تشنهٔ آتشین جگر را
از چشمهٔ خضر آب داده
3
زان روی که ماه سایهٔ اوست
صد نور به آفتاب داده
4
هر که از لب او سؤال کرده
صد دشنامش جواب داده
5
زان باده که جان خراب او بود
جامی به دل خراب داده
6
چون مست شده دل از شرابش
او را ز جگر کباب داده
7
عطار در آتش فراقش
تن در غم و اضطراب داده

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور