Toggle stanza 1
ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
1
ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
ز رویت براتی قمر می‌ستاند
2
به یک لحظه چشمت ز عشاق صد جان
به یک غمزهٔ حیله‌گر می‌ستاند
3
سزد گر ز رشک نظر خون شود دل
که داد از جمالت نظر می‌ستاند
4
خطت طوطی است آب حیوانش در بر
کزان آب حیوان شکر می‌ستاند
5
زهی ترکتازی که لوح چو سیمت
خطی سبزم آورد و زرمی‌ستاند
6
مرا نیست زر چون دهم زر ولیکن
دهم در عوض جان اگر می‌ستاند
7
مرا گفت جان را خطر نیست زر ده
که چشمم زر بی‌خطر می‌ستاند
8
اگرچه لبت خشک و چشمت تر آمد
مخور غم که زر خشک و تر می‌ستاند
9
عیار از رخ زرد عطار دارد
زری کان بت سیم‌بر می‌ستاند

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور