غزل شمارهٔ 769
شاعر: عطار
Toggle stanza 1گر از همه عاشقان وفا دیدی
11
گر از همه عاشقان وفا دیدی
چون من به وفای خود که را دیدی
22
دانی تو که جز وفا ندیدی خود
در جملهٔ عمر تا مرا دیدی
33
من از تو به جان خود جفا دیدم
تو از من خسته دل وفا دیدی
44
این است جفا که زود بگذشتی
از بی رویی چو روی ما دیدی
55
برگشتی تو ز بی دلی هر دم
این مصلحت آخر از کجا دیدی
66
میبگذری و روی تو از پیشم
ما را تو به راه آسیا دیدی
77
بیگانه مباش چون دو چشمم را
از خون جگر در آشنا دیدی
88
تا روی چو آفتاب بنمودی
بس دل که چو ذره در هوا دیدی
99
عطار ز دست رفت و تو با او
دیدی که چه کردی و چها دیدی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

